خویشتن‌داری

تو یک تکه آشغال بیش‌تر نبودی. حتی آن موقع که پشت ویترین، وجودت را به رخ این و آن می‌کشیدی، می‌دانستم که چند وقت بعد کنار خیابان‌افتاده‌ای بیش نیستی که مردمان از له کردن‌ت نیز حتی اکراه دارند، با این وجود نمی‌خواستم به روی‌ت بیاورم.

Continue Reading