حاشا و کلا

در برخی از شبانه‌روزهایی که می‌گذرند سررشته‌ی همه‌ی امور را نمی‌شود در دست جمع کرد، باید این را قبول کرد. هرچقدر هم قوی باشی یک وقت‌هایی هست که ثابت شود تو هم کم می‌آوری. واقعیت را نباید انکار کرد. هر اندازه هم قدرت‌مند باشی به زمان‌هایی می‌رسی که دوست داری به دیگران بگویی “بُریدم، خلاص”؛ منتها نباید چنین کرد، هرگز نباید که چنان ضعیفانِ درمانده‌ی از همه جا رانده رفتار کرد، باید قبل از آن‌که همگان به حال و روزت مطلع شوند خودت بی‌هیچ تزلزلی در گفتار و نشانی از ضعف در رفتار، با متانت بگویی به‌علت پاره‌ای از مشکلات شخصی –یا مثلن کمر درد- موقتن برخی مسئولیت‌ها را واگذار می‌کنم، همین. ولی وقتی همه رفتند می‌شود دست به پیشانی گذاشت و سر به زیر افکند و احساس درماندگی کرد. فحش به خود دادن نیز در این اوقات جایز است.

Continue Reading