کور سوی امید نیست که می‌درخشد؛ زبانه‌ی جهنم است این.

ناسا کار خوبی می‌کند؛ به‌ترین کار را ناسا می‌کند. این‌که آسمان را بگردی، لابه‌لای بی‌شمار سیاره و ستاره، که چیزی، جایی را پیدا کنی که بشود زندگی ساخت، بشود حیاتی دوباره آغاز کرد. کار به‌تر از این؟! که زمین را ول بکنی؟ که باورت بشود آدم، پسری به نام قابیل داشت؟ و از پس هزاران سال هنوز، آدم‌ها قابیل می‌زایند؟ کار بدی می‌کند ناسا؟ که یاد گرفته آدم، درست نمی‌شود، که زمین درست نمی‌شود، که اگر نرون مُرد، بشار زنده است؟! من می‌گویم ناسا کار خوبی می‌کند؛ به‌ترین کار را ناسا می‌کند.

ظلماتی راکد
در فراسوی مکان،
و مکان
پنداری
مقبره‌ی پوده‌ی بی‌آغازی‌ست
در سرانجامِ زمان.
(+)

Continue Reading

درد، با تو در غار تنهایی ماندن است.

نیامده کسی این چند وقته حال‌م را بپرسد. نیامده کنارم بنشیند بگوید چه‌طوری، چه‌گونه‌ای؟! این خیلی غم‌انگیز است؛ نشان‌ت می‌دهد چه‌قدر فاصله هست میان تو و اینانی که از همه به تو نزدیک‌ترند؛ نشان‌ت می‌دهد این هم‌راهانِ هر روز و شب‌ت، چه‌قدر در نزدیکی‌شان به تو خیانت می‌کنند. دل‌ت صدای فرهاد می‌خواهد: یه مرد بود یه مرد… بودن و نبودنِ توأمان غم‌گین است. باید از این پارادوکس‌بازی‌ها دست برداشت؛ باید بیایی کنارم بنشینی، مثل خودم، کمی ساکت نگاه کنی، از خودت بگویی، از احوالات‌ت، صبر کنی بعدش، من از خودم خواهم گفت، از حال این روزهایم، از غم‌های بی‌دلیلِ نشسته بر قلب‌م، از هزار و یک چیز کوچک انباشته در ذهن‌م، و تو فقط گوش دهی. بعد به هم نزدیک‌تریم، به هم خیلی نزدیک‌تریم و حال هر دویمان خوب است.

Continue Reading

چون شبیخون عطری زنانه به آسانسور و تسلیم تدریجی به آن

دل را نمی‌شود مراقبت کرد. دل یک موجود افسارگسیخته است؛ می‌رود پی عیاشی. هزار و یک مدل غل و زنجیرش هم کنی، جایی از دست‌ت درمی‌رود. رویش ناگزیر جوانه است. مهار ناشدنی‌ست. و این دل عیاش، کار دست آدم می‌دهد. دل وقتی یک‌جا بند نمی‌شود، وقتی از این‌ور به آن‌ور می‌رود، وقتی آینده و گذشته را نمی‌فهمد، یک‌آن می‌بینی چیزی از گذشته‌ات پیدا کرده گذاشته جلوی چشم‌ت که ای داد بی‌داد! کارَت را به کنج تاریک اتاق می‌کشاند؛ به مرور هزار و یک‌ خاطره‌ی دیگر. خاصیت خاطره‌هاست این، یک خاطره را که وا کنی، چند ریلیتِد خاطره‌ی دیگر پیشنهاد می‌کند، نمی‌توانی نبینی‌شان و یکی می‌شود دو تا، دو تا می‌شود سه تا و … و دل این‌طور کار دست‌ آدم می‌دهد.

Continue Reading