سرودِ آن کس که از کوچه به خانه باز می‌گردد

وقتی می‌گویم تو به‌ترین و ارزش‌مندترین نعمت خدا بوده‌ای برای من؛ حرف‌م را باور کن! زیرا که این جمله را فقط من می‌توانم بگویم. فقط من می‌توانم این حرف را بزنم که در خیال و خلوت‌م به تو فکر کرده‌ام؛ خوبی‌هایت را مرور کرده‌ام؛ زیبایی‌ات راحریصانه خواسته‌ام و برای داشتن‌ات لب‌خند ناخودآگاه بر لبان‌م نشسته. فقط من می‌توانم این‌را بر زبان‌م برانم که ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلوی خودم گفته‌ام این همه بی‌هوده نیست و «مرا تو بی‌سببی نیست!» برای من، تو تبلور خواسته‌های محقَق و تعبیر رؤیاهای مصدَق در عالم بی‌امیدی هستی که روی رفته‌ی زندگی را رنگی نو می‌زنی. بیان عشق با زبان من نامکرر است و تو این را به خوبی درک خواهی کرد. در تو من نو می‌شوم؛ کلامی دیگرگونه از من شکل می‌گیرد و من از کوچه به خانه باز می‌گردم.

یادداشت‌های پیشنهادی

۷ دیدگاه

  1. خیلی خوشحال شدم نوشته هاتون مثل همیشه قشنگه …
    تو فیس هم صفحه تون رو لایک کردم ولی انگار خیلی وقته مطلب جدید ننوشتین :)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.