فرهنگی و هنری

زندگی و حکومت شاه عباس بزرگ از ابتدا تا انتهای عمر+ حقایق

زمینه‌ها و شروع حکومت شاه عباس

دوران حکومت شاه عباس یکم، مشهور به شاه عباس بزرگ، یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ صفوی و از نقاط اوج قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و هنری ایران در اوایل دوران جدید به شمار می‌رود. او از سال ۱۵۸۸ تا زمان مرگش در سال ۱۶۲۹ میلادی حکومت کرد؛ یعنی بیش از چهار دهه بر ایران فرمان راند. هنگامی که شاه عباس به قدرت رسید، دولت صفوی نه‌تنها با دشمنان خارجی قدرتمندی روبه‌رو بود، بلکه اختلاف میان سران قزلباش و ضعف قدرت مرکزی نیز ثبات کشور را تهدید می‌کرد.

برخلاف برخی روایت‌های نادرست، شاه عباس پسر «شاه محمد خلیل» نبود. او سومین پسر شاه محمد خدابنده، پادشاه صفوی، بود. در سال‌های نوجوانی شاه عباس، گروه‌های مختلف قزلباش برای افزایش نفوذ خود در دربار با یکدیگر رقابت می‌کردند و حتی شاهزادگان صفوی را به ابزاری در این رقابت تبدیل می‌کردند. پس از کشته شدن حمزه میرزا، برادر شاه عباس، در سال ۱۵۸۶، بحران جانشینی شدیدتر شد. سرانجام مرشدقلی‌خان استاجلو از شاه عباس حمایت کرد و او را به سوی قزوین برد. در اول اکتبر ۱۵۸۸، شاه محمد خدابنده نشان‌های سلطنت را به پسرش سپرد و عباس هفده‌ساله به پادشاهی رسید.

بنابراین، شاه عباس نه پس از مرگ پدرش و نه در تخت جمشید به قدرت رسید؛ پدر او هنگام انتقال سلطنت زنده بود و مراسم به قدرت رسیدن شاه عباس در قزوین، پایتخت وقت صفویان، انجام شد.

ایران در آغاز سلطنت شاه عباس چه وضعیتی داشت؟

شاه عباس کشوری آرام و بدون مشکل را تحویل نگرفت. در غرب، امپراتوری عثمانی بخش‌هایی از قلمرو صفوی را در اختیار گرفته بود و در شرق نیز ازبک‌ها به خراسان فشار وارد می‌کردند. مشهد نیز در جریان این درگیری‌ها سقوط کرده بود و دولت صفوی با مشکلات جدی در مرزهای شرقی مواجه بود. از طرف دیگر، رقابت سران قزلباش قدرت شاه و دستگاه مرکزی حکومت را محدود می‌کرد.

شاه عباس در نخستین سال‌های سلطنت خود می‌دانست که توانایی جنگیدن هم‌زمان در دو جبهه را ندارد. به همین دلیل در سال ۱۵۹۰ با عثمانی‌ها صلح کرد و در این توافق بخش‌هایی از قلمرو صفوی، از جمله مناطق مهمی در غرب و شمال‌غرب، به عثمانی واگذار شد. این صلح برای صفویان بسیار سنگین بود، اما به شاه عباس فرصت داد تا ابتدا مشکلات داخلی و جبهه شرقی را سامان دهد و ارتش خود را بازسازی کند.

این تصمیم نمونه‌ای از ویژگی مهم سیاست شاه عباس بود؛ او همیشه به دنبال پیروزی فوری نبود و در مواردی حاضر می‌شد برای رسیدن به هدفی بزرگ‌تر عقب‌نشینی موقت کند.

اصلاح ارتش و کاهش قدرت قزلباش‌ها

یکی از مهم‌ترین اقدامات شاه عباس، تغییر ساختار نیروهای نظامی بود.

قزلباش‌ها از ابتدای تأسیس حکومت صفوی ستون اصلی قدرت نظامی حکومت بودند، اما فرماندهان قبایل قزلباش به مرور نفوذ بسیار زیادی پیدا کرده بودند. شاه عباس تجربه کرده بود که رقابت این فرماندهان می‌تواند حتی شاهزادگان و پادشاه را تحت فشار قرار دهد. بنابراین تصمیم گرفت ارتشی ایجاد کند که وابستگی آن مستقیماً به شاه باشد.

در کنار نیروهای سنتی قزلباش، واحدهای غلامان درباری گسترش یافتند. بسیاری از افراد این گروه از گرجی‌ها، چرکس‌ها و ارمنیان قفقاز بودند که پس از ورود به ساختار دولت صفوی و در بسیاری موارد مسلمان شدن، در ارتش، دربار یا دستگاه اداری خدمت می‌کردند. وفاداری این نیروها برخلاف قزلباش‌های قبیله‌ای مستقیماً به شخص شاه وابسته بود.

واحدهای تفنگچی نیز اهمیت بیشتری پیدا کردند و ساختار فرماندهی ارتش دستخوش تغییر شد. شاه عباس به این ترتیب توانست انحصار نظامی قبایل قزلباش را کاهش دهد و توازن تازه‌ای میان گروه‌های مختلف در دستگاه حکومت ایجاد کند.

البته اصلاح ارتش هزینه زیادی داشت. برای تأمین منابع مالی نیروهای دائمی، شاه عباس شمار بیشتری از زمین‌ها و استان‌ها را به املاک خاصه یا سلطنتی تبدیل کرد؛ در این مناطق مأموران شاه درآمد مالیاتی را مستقیماً به خزانه سلطنتی منتقل می‌کردند. این سیاست در کوتاه‌مدت قدرت مالی شاه را افزایش داد، اما ادامه گسترده آن در دوره جانشینان شاه عباس بعدها پیامدهای منفی نیز برای ساختار نظامی صفویه داشت.

شکست ازبک‌ها و بازگشت خراسان

شاه عباس

پس از آنکه وضعیت داخلی تا اندازه‌ای سامان یافت، شاه عباس فرصت پیدا کرد به جبهه شرقی توجه کند.

در سال ۱۵۹۸، پس از مرگ عبدالله خان ازبک و ایجاد اختلاف در میان ازبک‌ها، شاه عباس حمله بزرگی را آغاز کرد. نیروهای صفوی توانستند ازبک‌ها را شکست دهند و هرات را که حدود یک دهه در اختیار دشمن بود، بازپس بگیرند. این پیروزی یکی از نقاط عطف سلطنت او بود و امنیت بیشتری برای بخش بزرگی از خراسان ایجاد کرد.

پس از تثبیت جبهه شرقی، شاه عباس توانست توجه بیشتری به عثمانی‌ها در غرب داشته باشد.

نبرد دوباره با عثمانی‌ها

شاه عباس قرارداد سال ۱۵۹۰ با عثمانی را پایان کار نمی‌دانست. پس از بازسازی ارتش و تثبیت قدرت مرکزی، فرصت مناسبی برای بازپس‌گیری سرزمین‌های از دست‌رفته پیدا کرد.

جنگ جدید در سال ۱۶۰۳ آغاز شد و تبریز دوباره به کنترل صفویان درآمد. شاه عباس در ادامه توانست در چندین لشکرکشی بخش مهمی از مناطق ازدست‌رفته را بازپس بگیرد. در سال ۱۶۱۸ نیز پیمان دیگری میان دو قدرت منعقد شد که موقعیت ایران را نسبت به توافق ۱۵۹۰ به شکل محسوسی بهبود می‌داد.

در سال‌های پایانی سلطنت او نیز عملیات نظامی ادامه داشت. نیروهای شاه عباس در سال ۱۶۲۲ قندهار را از دولت مغول هند گرفتند و در همان سال با همکاری دریایی انگلیسی‌ها، پرتغالی‌ها را از هرمز بیرون راندند. در سال ۱۶۲۳ نیز بغداد به تصرف صفویان درآمد، هرچند بغداد پس از مرگ شاه عباس و در دوره شاه صفی دوباره به دست عثمانی افتاد.

انتقال پایتخت به اصفهان

یکی از ماندگارترین اقدامات شاه عباس، انتقال مرکز سیاسی حکومت از قزوین به اصفهان بود. این فرایند در حوالی پایان قرن شانزدهم انجام شد و اصفهان به مرکز سیاسی، اقتصادی و هنری حکومت صفوی تبدیل شد. منابع تاریخی تاریخ انتقال را در فاصله حدود ۱۵۹۸ تا ۱۶۰۰ ذکر می‌کنند.

انتخاب اصفهان فقط تصمیمی زیبایی‌شناختی نبود. موقعیت مرکزی‌تر این شهر، فاصله بیشتر آن از مرز حساس عثمانی و دسترسی به مسیرهای مهم تجاری مزایای قابل توجهی داشت.

شاه عباس برنامه عمرانی وسیعی را در اصفهان آغاز کرد. میدان شاه، که امروز میدان نقش جهان نامیده می‌شود، به یکی از مراکز اصلی شهر جدید تبدیل شد. در اطراف این میدان بناهایی مانند مسجد شاه، مسجد شیخ لطف‌الله، کاخ عالی‌قاپو و ورودی بازار قرار گرفتند. محور چهارباغ نیز بخش مهم دیگری از طرح جدید شهری بود.

در واقع طراحی این بخش از اصفهان سیاست، مذهب، تجارت و دربار را در یک مجموعه شهری به یکدیگر پیوند می‌داد.

رونق تجارت و اهمیت ابریشم

تجارت یکی از مهم‌ترین بخش‌های سیاست اقتصادی شاه عباس بود.

ایران در موقعیتی قرار داشت که می‌توانست میان هند، آسیای مرکزی، عثمانی، خلیج فارس و اروپا ارتباط تجاری برقرار کند. شاه عباس تلاش کرد از این موقعیت استفاده کند و ارتباط با بازرگانان خارجی را افزایش دهد. در دوره او نمایندگان سیاسی، مسافران، مبلغان مذهبی و بازرگانان اروپایی بیشتری به ایران آمدند و مناسبات تجاری ایران با قدرت‌های اروپایی گسترش یافت.

ابریشم یکی از کالاهای بسیار مهم صادراتی ایران بود و در سال ۱۶۱۹ شاه عباس صادرات آن را زیر انحصار سلطنتی قرار داد. بازارهای اصفهان، کاروانسراها و شبکه راه‌های تجاری نیز نقش مهمی در رونق بازرگانی داشتند.

همچنین ساخت و مرمت راه‌ها، پل‌ها، آب‌انبارها، حمام‌ها و کاروانسراها در نقاط مختلف کشور به تسهیل جابه‌جایی کالا و مسافر کمک می‌کرد. منابع دوره صفوی از فعالیت گسترده عمرانی شاه عباس در این زمینه سخن گفته‌اند.

ماجرای جلفای نو و سیاست کوچ اجباری

یکی از بخش‌های مهم حکومت شاه عباس که در روایت‌های ستایش‌آمیز نباید نادیده گرفته شود، سیاست کوچ اجباری جمعیت‌ها بود.

در جریان جنگ با عثمانی‌ها در قفقاز، شاه عباس در سال‌های ۱۶۰۳ و ۱۶۰۴ سیاست زمین سوخته و انتقال اجباری جمعیت را به کار گرفت تا منابع و جمعیت مناطق مرزی در اختیار ارتش عثمانی قرار نگیرد. در نتیجه، شمار زیادی از ارمنیان از نواحی شمال‌غرب به داخل ایران منتقل شدند. بخشی از آنان در محله‌ای در اصفهان ساکن شدند که بعدها «جلفای نو» نام گرفت. این جابه‌جایی برای بسیاری از مردم با رنج و تلفات همراه بود و نباید آن را صرفاً یک برنامه اقتصادی داوطلبانه معرفی کرد.

در عین حال، بازرگانان ارمنی جلفای نو بعدها نقش بسیار مهمی در تجارت بین‌المللی ایران، به‌خصوص تجارت ابریشم، ایفا کردند. شبکه‌های تجاری آنان از هند و جنوب شرق آسیا تا روسیه و بخش‌هایی از اروپا امتداد داشت. دولت صفوی نیز برای استفاده از این توان تجاری، امتیازهایی در اختیار برخی از بازرگانان ارمنی قرار داد.

بنابراین سیاست شاه عباس در قبال ارمنیان دو وجه کاملاً متفاوت داشت؛ از یک سو کوچ اجباری و خسارت‌های انسانی، و از سوی دیگر ایجاد فضای اقتصادی ویژه برای بخشی از بازرگانان جلفای نو.

روابط خارجی و حضور اروپاییان

دولت صفوی در دوره شاه عباس روابط گسترده‌تری با قدرت‌های اروپایی برقرار کرد. یکی از دلایل این ارتباط، دشمن مشترک صفویان و برخی دولت‌های اروپایی یعنی امپراتوری عثمانی بود؛ دلیل دیگر نیز تجارت، به‌ویژه تجارت ابریشم و کالاهای شرقی، محسوب می‌شد.

هیئت‌های دیپلماتیک، تاجران و مسافران اروپایی به دربار صفوی رفت‌وآمد داشتند. برادران شرلی نیز در اواخر قرن شانزدهم وارد ایران شدند و شاه عباس از آنان در برخی مأموریت‌های دیپلماتیک استفاده کرد.

مهم‌ترین نمونه همکاری نظامی با اروپاییان در خلیج فارس اتفاق افتاد. در سال ۱۶۲۲ نیروهای ایرانی با کمک دریایی شرکت هند شرقی انگلستان توانستند پرتغالی‌ها را از هرمز بیرون کنند. این واقعه نفوذ پرتغال در یکی از مهم‌ترین نقاط تجاری خلیج فارس را به‌شدت کاهش داد.

شکوفایی معماری و هنر صفوی

دوره شاه عباس از مهم‌ترین دوره‌های هنر صفوی نیز محسوب می‌شود.

توسعه اصفهان زمینه ساخت برخی از مشهورترین آثار معماری ایران را فراهم کرد. مسجد شیخ لطف‌الله، مسجد شاه، میدان نقش جهان، مجموعه عالی‌قاپو، چهارباغ و طرح‌های گسترده بازار از مهم‌ترین نمونه‌های این دوران هستند.

هنر دوره شاه عباس تنها به معماری محدود نبود. قالی‌بافی، تولید منسوجات ابریشمی، کاشی‌کاری، سفال، خوشنویسی و نقاشی نیز رونق قابل توجهی داشتند. هنرمندانی مانند رضا عباسی، صادقی‌بیک و میرعماد در این دوره فعالیت داشتند و اصفهان به یکی از مهم‌ترین مراکز هنری منطقه تبدیل شد.

اما در متن اولیه یک اشتباه مهم وجود داشت: سعدی و حافظ متعلق به دوران شاه عباس نبودند. حافظ حدود سال ۱۳۹۰ میلادی درگذشت و بنابراین بیش از دو قرن پیش از حکومت شاه عباس زندگی می‌کرد. ادبیات فارسی در دوره صفوی ادامه داشت، اما شاه عباس بیش از شعر درباری به هنرهایی مانند معماری، نقاشی، قالی، منسوجات و صنایع هنری توجه نشان می‌داد؛ به‌گونه‌ای که برخی شاعران ایرانی در این دوران برای یافتن حمایت بیشتر راهی دربار گورکانیان هند شدند.

آیا شاه عباس مدارس و بیمارستان‌های عمومی ساخت؟

در منابع از ساخت یا حمایت شاه عباس از مدارس، بیمارستان‌ها، حمام‌ها، راه‌ها، پل‌ها، آب‌انبارها، کاروانسراها و دیگر بناهای عمومی یاد شده است؛ بنابراین می‌توان گفت برنامه‌های عمرانی او فقط به کاخ‌ها و مساجد محدود نبود.

اما نباید این اقدامات را با مفهوم امروزی «رفاه اجتماعی»، «دانشگاه عمومی» یا «نظام بهداشت همگانی» یکی دانست. مدارس دوره صفوی عمدتاً مدارس دینی بودند و ساخت بناهای عام‌المنفعه نیز در چارچوب ساختارهای شهری، مذهبی، وقفی و سلطنتی آن روزگار انجام می‌شد.

به همین دلیل عبارت‌هایی مانند «شاه عباس برای ارتقای زندگی طبقات فقیر دانشگاه تأسیس کرد» پشتوانه تاریخی دقیقی ندارند و بهتر است از متن حذف شوند.

سیاست مذهبی شاه عباس

شاه عباس

دولت صفوی از زمان شاه اسماعیل یکم تشیع دوازده‌امامی را مذهب رسمی حکومت قرار داده بود و شاه عباس نیز این سیاست را ادامه داد.

او توجه خاصی به حرم امام رضا در مشهد داشت و برای توسعه و آبادانی آن هزینه کرد. در سال ۱۶۰۱ نیز مسیر اصفهان تا مشهد را برای زیارت پیاده پیمود؛ اقدامی که علاوه بر جنبه مذهبی، به افزایش اهمیت مشهد به‌عنوان یکی از مراکز اصلی زیارت شیعی در قلمرو صفوی کمک می‌کرد.

با این حال سیاست مذهبی او را نباید صرفاً بر اساس معیارهای امروزی «مدارا» یا «عدم مدارا» توضیح داد. رفتار حکومت با گروه‌های مذهبی مختلف بسته به شرایط سیاسی، اقتصادی و امنیتی متفاوت بود. روابط نسبتاً باز با برخی مسیحیان و بازرگانان خارجی می‌توانست هم‌زمان با اقدامات سخت‌گیرانه علیه گروه‌های دیگر یا در شرایط دیگر همراه باشد.

چهره دیگر حکومت شاه عباس

تصویر شاه عباس تنها از میدان نقش جهان، پیروزی‌های نظامی و رونق تجارت تشکیل نشده است.

حکومت او بسیار متمرکز و اقتدارگرا بود و شاه با مقام‌ها و فرماندهانی که احتمال می‌داد برای قدرتش خطر ایجاد کنند با شدت برخورد می‌کرد. تجربه تلخ دوران نوجوانی باعث شده بود نسبت به توطئه و جانشینی بسیار بدگمان باشد.

این بدگمانی حتی خانواده سلطنتی را نیز دربرگرفت. شاه عباس یکی از پسرانش را کشت و دو پسر دیگر را نابینا کرد. همچنین برخلاف سنت پیشین صفوی، شاهزادگان را کمتر برای کسب تجربه حکومت به استان‌ها می‌فرستاد و بسیاری از آنان در حرمسرای سلطنتی رشد می‌کردند. این شیوه بعدها یکی از مشکلات جانشینی در سلسله صفوی شد؛ زیرا شاهزادگان بعدی فرصت کمتری برای کسب تجربه سیاسی و اداری پیدا کردند.

بنابراین استفاده از عنوان «عصر طلایی صفوی» نباید باعث شود جنبه‌های خشن و پرهزینه حکومت او فراموش شود.

تأثیرات حکومت شاه عباس در تاریخ ایران

مهم‌ترین میراث شاه عباس، احیای قدرت حکومت صفوی پس از دوره‌ای از بحران بود. او هنگام رسیدن به قدرت با کشوری روبه‌رو شد که بخش‌هایی از قلمرو آن زیر فشار عثمانی‌ها و ازبک‌ها قرار داشت و رقابت داخلی قزلباش‌ها نیز قدرت مرکزی را تضعیف کرده بود. هنگام مرگ او در سال ۱۶۲۹، دولت صفوی از نظر سیاسی و نظامی در موقعیتی بسیار قدرتمندتر قرار داشت.

اصلاحات اداری و نظامی او قدرت شاه را افزایش داد و وابستگی حکومت به قبایل قزلباش را کاهش داد. حضور غلامان قفقازی در ارتش و اداره کشور بیشتر شد و نظام مالی نیز برای تأمین هزینه‌های دولت مرکزی تغییر کرد. این ساختار تا سال‌ها پس از مرگ شاه عباس به فعالیت خود ادامه داد، هرچند برخی از همان اصلاحات در بلندمدت مشکلاتی نیز ایجاد کردند.

در عرصه خارجی، پیروزی بر ازبک‌ها، بازپس‌گیری بخش مهمی از سرزمین‌های ازدست‌رفته از عثمانی، تصرف قندهار و اخراج پرتغالی‌ها از هرمز جایگاه منطقه‌ای دولت صفوی را تقویت کرد.

در اقتصاد نیز توجه به تجارت خارجی، تولید ابریشم، کارگاه‌های سلطنتی و شبکه بازرگانی اصفهان موجب شد پایتخت صفوی به یکی از مراکز مهم تجارت منطقه تبدیل شود. حضور تاجران ایرانی، ارمنی، هندی و اروپایی در این شبکه تجاری اهمیت بین‌المللی اصفهان را افزایش داد.

مهم‌ترین میراث شاه عباس اصفهان است

اگر بخواهیم امروز ملموس‌ترین اثر حکومت شاه عباس را ببینیم، اصفهان بهترین نمونه است.

طرح شهری دوره صفوی هنوز در ساختار تاریخی این شهر قابل مشاهده است. میدان نقش جهان و بناهای پیرامون آن، چهارباغ و بخش‌های مهمی از بازار میراث همان برنامه بزرگ شهری هستند.

شاه عباس می‌خواست اصفهان فقط محل اقامت پادشاه نباشد؛ این شهر باید هم‌زمان مرکز حکومت، دین، تجارت و هنر باشد. قرار گرفتن کاخ عالی‌قاپو، مساجد بزرگ و بازار در اطراف میدان شاه نیز همین پیوند میان ارکان مختلف حکومت صفوی را نشان می‌داد.

به همین دلیل است که شکوفایی اصفهان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های دوره شاه عباس محسوب می‌شود.

آیا دوران شاه عباس واقعاً عصر طلایی صفویه بود؟

از نظر قدرت سیاسی، معماری، هنر، تجارت و توان نظامی، دوره شاه عباس را می‌توان یکی از نقاط اوج دولت صفوی دانست. او توانست یک حکومت بحران‌زده را دوباره سازمان دهد، ارتش را تقویت کند، بخش مهمی از سرزمین‌های ازدست‌رفته را بازپس بگیرد و اصفهان را به پایتختی باشکوه تبدیل کند.

با این حال تعبیر «عصر طلایی» نباید به تصویری کاملاً آرمانی از این دوره منجر شود.

جنگ‌های طولانی، کوچ‌های اجباری جمعیت، تمرکز شدید قدرت، برخورد خشن با مخالفان و حتی اعضای خانواده سلطنتی بخشی از واقعیت حکومت شاه عباس بودند. بعضی از سیاست‌هایی که در زمان خود او باعث تقویت دولت شدند، در دوره جانشینانش مشکلات تازه‌ای به وجود آوردند.

به همین دلیل ارزیابی تاریخی شاه عباس باید هم‌زمان هر دو جنبه را در نظر بگیرد: او یکی از موفق‌ترین دولت‌سازان و فرماندهان صفوی بود، اما حکومتش نمونه‌ای از سلطنت متمرکز و سخت‌گیرانه اوایل دوران جدید نیز به شمار می‌رفت.

جمع‌بندی

شاه عباس یکم در سال ۱۵۸۸ و در شرایطی بسیار دشوار به قدرت رسید. در آغاز سلطنت، بخش‌هایی از ایران در اختیار یا زیر فشار عثمانی‌ها و ازبک‌ها قرار داشت و رقابت سران قزلباش قدرت حکومت مرکزی را تهدید می‌کرد. او ابتدا با عثمانی‌ها صلح کرد تا فرصت بازسازی دولت و ارتش را به دست آورد، سپس ازبک‌ها را شکست داد و پس از آن بخش بزرگی از مناطق ازدست‌رفته در غرب را دوباره به قلمرو صفوی بازگرداند.

اصلاح ارتش، افزایش قدرت دولت مرکزی، انتقال پایتخت به اصفهان، گسترش تجارت ابریشم، توسعه راه‌ها و کاروانسراها، ارتباط با قدرت‌های خارجی و حمایت از معماری و هنر مهم‌ترین ویژگی‌های حکومت او بودند. در این دوره اصفهان به مرکز سیاسی، اقتصادی و هنری بزرگی تبدیل شد و آثاری پدید آمدند که امروزه از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های هنر و معماری ایران هستند.

در مقابل، حکومت او جنبه‌های سخت و پرهزینه‌ای نیز داشت. کوچ اجباری جمعیت‌های قفقاز، مجازات شدید مخالفان و رفتار خشونت‌آمیز با برخی شاهزادگان صفوی را نمی‌توان از ارزیابی این دوران حذف کرد.

به همین دلیل اهمیت شاه عباس در تاریخ ایران فقط در پیروزی‌های نظامی یا بناهای باشکوه خلاصه نمی‌شود. تأثیر اصلی او در بازسازی ساختار دولت صفوی، افزایش قدرت حکومت مرکزی، تغییر موازنه نیروهای سیاسی و نظامی و تبدیل اصفهان به یکی از مهم‌ترین مراکز شهری و فرهنگی ایران بود. دوره او از برجسته‌ترین مقاطع تاریخ صفوی است، اما شناخت دقیق آن زمانی ممکن می‌شود که موفقیت‌ها و هزینه‌های سیاست‌هایش در کنار یکدیگر دیده شوند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا