9 خبر جالب باور نکردنی که در سال 2021 اتفاق افتادند

گاهی اوقات حقیقت عجیبتر از هر داستان تخیلی است. در گوشه و کنار جهان، هر روز اتفاقاتی میافتد که اگر آنها را در یک فیلم میدیدیم، شاید باورشان نمیکردیم؛ زنی هشتاد و چند ساله که یکشبه قهرمان بسکتبال میشود، سارقانی که بهجای طلا و جواهر، عاشق میوهای بدبو میشوند، یا نوجوانی که در تابستان کارآموزیاش یک سیاره کشف میکند! این داستانها یادآور این نکتهاند که زندگی همیشه قابل پیشبینی نیست و گاهی شگفتانگیزترین اتفاقات، درست در دل عادیترین روزها رخ میدهند. در ادامه، مجموعهای از این خبرهای خواندنی و سرگرمکننده را با جزئیات بیشتر مرور میکنیم.
یک پرتاب رویایی که هیچکس باورش نمیشد
تصور کنید در میانه یک بازی بسکتبال دانشگاهی نشستهاید و ناگهان از میان تماشاگران، نامتان را برای شرکت در یک مسابقه سرگرمی صدا میزنند. حالا تصور کنید آن فردی که انتخاب میشود، نه یک جوان ورزشکار، بلکه زنی ۸۴ ساله به نام مریآن ویکفیلد باشد. این دقیقاً همان اتفاقی بود که در یکی از بازیهای بسکتبال دانشگاه میسیسیپی رخ داد.
قوانین مسابقه ساده اما دشوار بود: باید توپ را از یک سر زمین بزرگ بسکتبال تا انتهای دیگر میبردید و آن را داخل سبد میانداختید، آن هم نه برای یک جایزه کوچک، بلکه برای بردن یک خودروی نو! برای اکثر جوانان هم این کار ساده نیست، چه برسد به زنی که سالها از دوران جوانیاش میگذرد.
جالب اینجاست که ویکفیلد حتی ندید توپ از خط میانه زمین عبور کرد؛ ممکن است دیدش بهخوبی گذشته نبوده، یا شاید هیجان لحظه چشمانش را از توپ گرفته بود. اما وقتی صدای فریاد و هیجان جمعیت بلند شد، فهمید اتفاقی افتاده. توپ دقیقاً به هدف خورده بود! خودش هم در کمال صداقت اعتراف کرد که همیشه در دریبل زدن توپ مهارت داشته، اما هیچوقت فکر نمیکرد بتواند آن را درست پرتاب کند. این لحظه، نمونهای کامل از این است که گاهی شانس و شجاعت با هم دست به دست میدهند تا معجزهای کوچک رقم بخورد.
دزدی بودار در جزیره بزرگ هاوایی
بعضی دزدیها آنقدر عجیب هستند که حتی خود پلیس هم از آنها متعجب میشود. در جزیره بزرگ هاوایی، پلیس به دنبال دو مردی میگردد که شبانه به یک مرکز کشاورزی در شهر هیلو حمله کرده و نه طلا، نه پول نقد، بلکه ۱۸ عدد میوه دوریان به ارزش تقریبی هزار دلار را دزدیدهاند.
دوریان میوهای عجیب است؛ در آسیای جنوب شرقی به «پادشاه میوهها» معروف است، اما بویی آنقدر تند و نافذ دارد که در بسیاری از هتلها و وسایل نقلیه عمومی ورود آن ممنوع است. با این حال، طرفداران پروپاقرص خود را دارد که میگویند طعمش، اگر بتوانی از سد بوی آن عبور کنی، فراموشنشدنی است.
به گفته کاپیتان کنت کیوچو از اداره پلیس هاوایی، دزدی میوه در آن منطقه پدیده تازهای نیست؛ سارقان معمولاً محصول دزدیدهشده را به توزیعکنندگان یا در بازارهای محلی کشاورزان میفروشند. اما دزدیدن دوریان کمی عجیبتر است، چون بر خلاف موز یا آناناس، بازار زیرزمینی خاصی برای فروش آن وجود ندارد. شاید این دو سارق فقط عاشق طعم این میوه بودند و حاضر شدند برای رسیدن به آن، ریسک بزرگی بکنند!

تابلویی که راز چند دههایاش را فاش کرد
گاهی ارزشمندترین گنجینهها، درست جلوی چشممان پنهان هستند، بدون آنکه کسی متوجه آنها شود. برای سالهای متمادی، تابلویی به نام «پرتره یک زن جوان» در موزه هنر آلنتاون در ایالت پنسیلوانیا آویزان بود. بازدیدکنندگان از کنارش رد میشدند، بدون آنکه بدانند در حال تماشای یک اثر بینظیر و بسیار باارزش هستند. تصور همه این بود که این تابلو کار یکی از شاگردان ناشناس در کارگاه رامبراند هلندی، یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ هنر، بوده است.
اما دو سال پیش همهچیز تغییر کرد. تابلو برای مرمت و پاکسازی به دانشگاه نیویورک فرستاده شد. در آنجا، متخصصان حفاظت آثار هنری متوجه شدند که سطح نقاشی زیر لایهای ضخیم از لاک قدیمی پنهان شده است. آنها با استفاده از تکنیکهای پیشرفتهای مانند اشعه ایکس، میکروسکوپ مادونقرمز و تصویربرداری الکترونی، شروع به بررسی دقیق ضربات قلممو کردند.
نتیجه شگفتانگیز بود: سبک و تکنیک ضربات قلم دقیقاً با شیوه کار خود استاد رامبراند مطابقت داشت، نه یکی از شاگردانش! کارشناسان مستقل بیرونی نیز این یافته را تأیید کردند. با این کشف، دارایی موزه هنر آلنتاون ناگهان دهها میلیون دلار افزایش یافت، فقط به این دلیل که چیزی که همه فکر میکردند اثر یک شاگرد گمنام است، در واقع دستساز خود استاد بزرگ بوده.
ماراتنی روی یک بالکن هفتمتری
وقتی همهگیری کرونا جهان را فراگرفت، بسیاری از برنامهها و رویاها ناگهان به تعویق افتادند. الیشا نوچوموویتز، پیشخدمت جوانی از شهر بالما در فرانسه، قرار بود در ماراتن معروف بارسلون در ۱۵ مارس ۲۰۲۰ شرکت کند؛ رویدادی که ماهها برای آن تمرین کرده بود. اما با شیوع ویروس و لغو مسابقه، به نظر میرسید همه آن تلاشها بینتیجه مانده است.
اما الیشا تسلیم نشد. او تصمیم گرفت مسافت کامل ۴۲ کیلومتر ماراتن را، نه در خیابانهای بارسلون، بلکه روی بالکن کوچک هفتمتری خانهاش بدود؛ رفت و برگشت، بارها و بارها، تا فاصله لازم را طی کند. این سفر عجیب و طاقتفرسا نزدیک به شش ساعت و چهلوهشت دقیقه طول کشید؛ در مقایسه با بهترین رکورد او در ماراتنهای واقعی که حدود سه ساعت و نیم بود، این زمان بسیار طولانیتر بود، اما ارزشش را داشت.
او این ماجراجویی عجیب را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشت و بدون آنکه بداند، به الهامبخش هزاران ورزشکار خانهنشین در سراسر دنیا تبدیل شد. بسیاری از مردم که در قرنطینه گیر افتاده بودند، با دیدن ویدیوهای او، شروع به دویدن در راهپلهها، حیاطها و بالکنهای خودشان کردند تا آمادگی جسمانیشان را در آن روزهای سخت حفظ کنند.
معمای گاوصندوقی که چهل سال حل نشده بود
استفان میلز، مکانیک و جوشکاری اهل فورت مکموری در استان آلبرتای کانادا، هیچوقت فکرش را هم نمیکرد که یک روز، در حین یک بازدید ساده از موزه، نامش در تاریخ ثبت شود. ماجرا از این قرار بود که او در ماه مه گذشته به موزه میراث آلبرتای ورمیلیون سر زد. در زیرزمین این موزه، یک گاوصندوق فولادی به وزن حدود دو هزار پوند قرار داشت که در دهه ۱۹۹۰ به موزه اهدا شده بود.
این گاوصندوق سالها معمایی حلنشده بود. قفلسازهای حرفهای، و حتی خود شرکت سازنده گاوصندوق، همگی تلاش کرده بودند رمز آن را پیدا کنند، اما هیچکدام موفق نشدند. وقتی راهنمای موزه داستان این گاوصندوق مرموز را برای میلز تعریف کرد، او فقط برای شوخی و سرگرمی، دستگیره را چرخاند و ترکیبی تصادفی امتحان کرد: بیست، چهل، شصت؛ سه بار به راست، دو بار به چپ، و یک بار دیگر به راست.
در کمال ناباوری همه حاضران، در گاوصندوق باز شد! انتظار همه این بود که شاید شمش طلا یا جواهرات قیمتی داخل آن پیدا شود، اما واقعیت بسیار سادهتر بود: فقط چند برگه از دفتر سفارشهای یک رستوران قدیمی مربوط به سال ۱۹۷۷، و یک فیش حقوقی ناچیز به مبلغ حدود ۹ دلار و ۹۵ سنت از سال ۱۹۷۸. با این حال، ارزش واقعی این ماجرا در طلا یا پول نبود، بلکه در حل شدن معمایی بود که چهل سال ذهن همه را درگیر کرده بود.

دفترچهای که سارق را به دام انداخت
بعضی وقتها بزرگترین اشتباه یک مجرم، بیدقتی کوچکی است که همهچیز را برملا میکند. رابرت شول گدارد، مردی ۵۰ ساله، در اواخر ماه ژانویه شیشه در پشتی یک خانه در نشویل را شکست و وارد آن شد. او یک دستگاه تلویزیون و یک اسلحه گرم دزدید، اما در میان عجله برای فرار، چیزی بسیار مهمتر از خودش بهجا گذاشت: یک دفترچه یادداشت.
پلیس نشویل با پیدا کردن این دفترچه، به گنجینهای از سرنخ رسید. در صفحات آن، فهرستی از آدرسهای خانههای دیگری نوشته شده بود که ظاهراً اهداف بعدی او بودند؛ از جمله آدرس خانهای که تنها چند مایل دورتر بود و همان روز مورد سرقت قرار گرفته بود. عجیبتر از همه، در میان این یادداشتها، آدرس خانه دختر خودش هم دیده میشد!
با این سرنخهای واضح، پلیس بهسرعت گدارد را ردیابی و دستگیر کرد. او در اواخر ماه مارس به اتهام سرقت مسلحانه شدید مجرم شناخته شد و دادگاه او را به دوازده سال زندان محکوم کرد؛ سرنوشتی که همهاش به خاطر یک دفترچه فراموششده رقم خورد.
استاد بازگرداندن تشک
خواب خوب برای همه اهمیت دارد، و سرمایهگذاری روی یک تشک باکیفیت میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. اما در سال ۲۰۱۶، کاران بیر، مردی از نیویورک، بهجای خرید یک تشک گرانقیمت، راهی خلاقانه و کمی نیرنگآمیز پیدا کرد.
او متوجه شد که بسیاری از شرکتهای آنلاین فروش تشک، برای جلب اعتماد مشتریان، امکان بازگرداندن کالا و دریافت بازپرداخت کامل را تا صد روز پس از خرید ارائه میدهند. کاران این فرصت را دید و تصمیم گرفت از آن به شکلی هوشمندانه استفاده کند: او بیش از یک سال، پشت سر هم، روی تشکهای مختلف آزمایشی خوابید. هر بار، پیش از پایان مهلت صد روزه، تشک بعدی را سفارش میداد تا وقتی تشک قبلی را پس میفرستد، جایگزینش از راه رسیده باشد.
نتیجه؟ او سالها بدون پرداخت حتی یک دلار، روی تشکهای باکیفیت مختلف خوابید! اما این بازی هوشمندانه بالاخره به پایان رسید، نه به دلیل تغییر سیاست شرکتها، بلکه چون او به آپارتمانی بدون آسانسور نقل مکان کرد و بالا و پایین بردن مکرر تشکهای سنگین از چندین طبقه پله، دیگر برایش نمیارزید.
کشف بزرگ یک نوجوان هفدهساله
بعضی افراد در تمام عمرشان به دنبال یک کشف علمی بزرگ میگردند و هرگز موفق نمیشوند؛ اما الکس والاگکوکیر، دانشآموز دبیرستانی ۱۷ سالهای از ایالت نیویورک، تنها چند روز پس از شروع کارآموزی تابستانیاش در مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا در مریلند، به دستاوردی رسید که بسیاری از دانشمندان حرفهای هم آرزویش را دارند.
او در حین بررسی دادههای نوری مربوط به دو ستاره دوردست، متوجه یک الگوی غیرعادی شد؛ نوسانی در میزان نوری که از این دو خورشید به زمین میرسید. این الگو نشان میداد که جسمی، بهطور منظم، از مقابل این ستارهها عبور میکند و بخشی از نورشان را مسدود میسازد.
پس از بررسیهای بیشتر توسط تیم علمی ناسا، مشخص شد که این جسم چیزی نیست جز TOI 1338 b، یک سیاره غولپیکر گازی شبیه به زحل، که در فاصلهای باورنکردنی، حدود ۱۳ هزار سال نوری از زمین ما قرار دارد. تصور کنید؛ نوری که از این سیاره به دستگاههای ناسا رسیده، سالها پیش از تولد بسیاری از ما به راه افتاده بود! این کشف نام الکس را در میان جوانانی ثبت کرد که توانستند نشانی ماندگار در تاریخ علم بر جای بگذارند.

کرکسهای معترض مرز
و در نهایت، شاید عجیبترین داستان این مجموعه، مربوط به دستهای از کرکسها باشد که برای مأموران گمرک و حفاظت مرزی آمریکا در نزدیکی مرز جنوبی این کشور، دردسری غیرمنتظره ایجاد کردهاند. طبق قوانین حفاظت از پرندگان مهاجر، کشتن این کرکسها ممنوع است، به همین دلیل این پرندگان با خیال راحت هرجا که بخواهند، از جمله روی تجهیزات حساس دولتی، لانه میسازند و استراحت میکنند.
مأموران برای دور کردن آنها از روشهای مختلفی استفاده میکنند، اما یکی از عادتهای طبیعی این پرندگان، یعنی استفراغ کردن بهعنوان مکانیزم دفاعی، ظاهراً به یک برج رادیویی در تگزاس آسیب رسانده است. جالب اینجاست که برخی کاربران فضای مجازی با شوخطبعی خاصی میگویند این کرکسها در واقع دارند به نحوه رفتار با مهاجران بازداشتشده در مرز اعتراض میکنند! به هر دلیلی که این پرندگان آنجا حضور دارند، یک چیز مسلم است: آنها قطعاً بلدند چطور بو بدهند و توجه همه را به خودشان جلب کنند.
نتیجهگیری
از پرتاب شانسی یک زن ۸۴ ساله تا کشف اتفاقی یک اثر گمشده از رامبراند، از دویدن ماراتن روی یک بالکن کوچک تا باز شدن رمز یک گاوصندوق چهلساله، این داستانها همگی یک پیام مشترک دارند: زندگی پر از لحظههای غیرمنتظره است. گاهی یک تصمیم لحظهای، یک کنجکاوی ساده، یا حتی یک اشتباه کوچک میتواند به نتیجهای بزرگ و غافلگیرکننده ختم شود. این خبرها به ما یادآوری میکنند که همیشه ارزش دارد چشمها را باز نگه داریم، چون شاید معجزه بعدی، درست پشت گوشه بعدی زندگیمان منتظر ماست.







